کتاب آخرین سرزمین اثر دانیل کلمان نسخه PDF فارسی
۸۳.۴۵۰ تومان قیمت اصلی ۸۳.۴۵۰ تومان بود.۳۹.۶۵۰ تومانقیمت فعلی ۳۹.۶۵۰ تومان است.
مشخصات فایل
- نوع فایل: PDF
- زبان: فارسی
- تعداد صفحات: 82 صفحه
- حجم فایل: 10.89 مگابایت
- قابل استفاده در: موبایل، تبلت، کامپیوتر
- نوع دسترسی: دانلود فوری بعد از خرید
«آخرین سرزمین» اثری از دانیل کلمان، نویسنده برجسته آلمانی متولد ۱۹۷۵ میلادی است که در قالب داستانی روانشناختی و معمایی به واکاوی مفاهیمی چون هویت، فرار و زوال روابط انسانی میپردازد. این اثر که در دسته داستانهای آلمانی قرن بیستم قرار میگیرد، توسط امیرحسین اکبریشالچی به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات روزگار به چاپ رسیده است. کتاب با زبانی دقیق و فضاسازی ملموس، داستان مردی به نام یولیان را روایت میکند که در آستانه یک سخنرانی کاری، تصمیم به تغییر مسیر زندگی خود میگیرد.
ساختار کتاب بر اساس گسستهای زمانی و مکانی شکل گرفته است؛ جایی که مرز میان واقعیت و رویا، گذشته و حال، و حتی مرگ و زندگی به مرور کمرنگ میشود. داستان از یک هتل ساحلی در اواسط اکتبر آغاز میشود و با فرار شخصیت اصلی به درون دنیایی ناشناخته و مواجهه با خاطرات تلخ خانوادگی، خودکشی مادر، نبوغ آزاردهنده برادرش پاول و روابط گسسته گذشته ادامه مییابد. نویسنده با استفاده از توصیفات دقیق جزئیات روزمره، فضایی سرد و تعلیقآمیز خلق میکند که خواننده را تا پایان با خود همراه میسازد.
غرق شدن در گذشته و آغاز سفر یولیان
داستان «آخرین سرزمین» با هشداری مرموز در پذیرش یک هتل آغاز میشود. کارمند پذیرش به یولیان هشدار میدهد که سال گذشته یک نفر در دریا غرق شده و هرگز اثری از او پیدا نشده است. با وجود این هشدار و جریانهای خطرناک آب، یولیان با حولهای بر دوش به سمت ساحل حرکت میکند. هوای اواسط اکتبر هنوز گرم است و او در مسیر خود با تصاویری عادی اما نمادین روبرو میشود؛ مردی با کلاه حصیری، بچهای چاق که توپ فوتبال را به سمت درخت نخل شوت میکند و بزمچهای که در میان علفها ناپدید میشود. این سفر تفریحی در واقع پوششی برای فرار از مسئولیتهای سنگین کاری و شخصی اوست.
یولیان کارمند یک شرکت بیمه است و برای شرکت در یک جلسه کاری به این منطقه سفر کرده است؛ نشستهایی که معمولاً در مناطق خسارتدیده برگزار میشوند و او هرگز از شرکت در آنها خرسند نبوده است. او قرار است تا دو ساعت آینده درباره رسانههای الکترونیکی و «خطر محاسبه» سخنرانی کند، موضوعی که اطلاعات چندانی درباره آن ندارد و هیچ آمادگی قبلی نیز برایش کسب نکرده است. پیش از سفر، او دلایل متعددی برای به تعویق انداختن آن داشت؛ از فرمهای انباشتهشده روی میز و خرابی مداوم کامپیوتر دفتر گرفته تا گفتگو با بانک درباره وام و رفتارهای دمدمیمزاج رئیسش، ولنر. با این حال، او تصمیم گرفته بود در هواپیما به این مسائل فکر کند، اما در آنجا نیز غرق در رویاها و نوشیدنیاش شده بود.
شب قبل از سخنرانی نیز به بطالت گذشته بود. صرف شام با همکارانی با چهرههای رنگپریده، عینکها و کرواتهای رنگارنگ بیش از دو ساعت و نیم طول کشیده بود. همسرش نیز بدون وقفهای برای تغییر بحث، درباره قوانین بازی گلف و معلولان صحبت کرده بود. یولیان پس از آن روی تخت افتاده و بدون دیدن هیچ خوابی به خوابی عمیق فرو رفته بود. اکنون، شنا در دریا آخرین فرصت او پیش از باران پیشبینیشده روز یکشنبه و بازگشت به کار در روز دوشنبه است. او تلاش میکند فکرهای آزاردهنده را از خود دور کند؛ فکر کارمند بانک، رئیسش ولنر، بیزاری از شغلش و صدای تند و تیز آندریا پشت تلفن که به او گفته بود دیگر به او زنگ نزند.
یولیان به آب میزند و سردی آب را روی قوزکها و ساق پاهایش احساس میکند. او با حرکاتی متوازن شروع به شنا میکند و تلاش دارد موهایش خشک بماند. احساس شادی بیدلیلی در وجودش شکل میگیرد و او به قدری از ساحل دور میشود که دیگر به چشمهای خود اعتماد ندارد. او روی آب شناور میماند و سایه پرندگان را تماشا میکند. با این حال، خستگی و درد عضلات دست و شانه به سراغش میآید. او متوجه کوهی بلند پشت تپهها میشود که قبلاً ندیده بود. جریان آب سرد ریتم حرکاتش را به هم میزند و او با سختی فراوان خود را نجات میدهد. پس از بازگشت به هتل، او شلوار شنای خیس خود را برمیدارد، اتاق را ترک میکند و بدون توجه به دیگران راهی ایستگاه راهآهن میشود تا سفری بیبازگشت را آغاز کند.
فرار با قطار و رویارویی با غریبهها
فرار یولیان با سوار شدن به قطاری آغاز میشود که مقصد مشخصی برای آن ندارد. او در حالی که از کار خود مبهوت است، تماشا میکند که چطور ایستگاه از نظر ناپدید میشود و ریلها از هم جدا و دوباره به هم متصل میشوند. دهان او خشک شده و احساس سنگینی عجیبی در شکمش دارد. او ناگهان دلتنگ خانه میشود و اشک در چشمانش حلقه میزند. واگن قطار کهنه است و روکش صندلیها فرسوده به نظر میرسد. ترس از حضور کنترلچی قطار تمام وجودش را میگیرد، چرا که او بلیت تهیه نکرده و فکر اینجای کار را نکرده بود.
در این میان، مردی چاق که کتی چروک بر تن دارد و چهرهای مهربان با لپهای آویزان و چشمانی برآمده دارد، متوجه وضعیت یولیان میشود. این مرد غریبه برای یولیان بلیت میخرد و کنترلچی پس از بررسی بلیت بدون حرفی عبور میکند. مرد چاق به یولیان میگوید: «زیاد فکر نکن! اگر نمیدانی داری کجا میروی… من خودم هم یک بار فرار کردهام. پیش من بیا. میدانم چه وضعیتی است.» این برخورد غیرمنتظره، یولیان را در تعلیقی عمیقتر فرو میبرد. او ترجیح میدهد پیشنهاد مرد را رد کند و به مسیر خود ادامه دهد.
سفر با قطار با تعلیق و ترس مداوم همراه است. در بخشهای پایانی داستان، یولیان در قطار مورد حمله قرار میگیرد. او با صورتی خونین، پیشانی و دماغی دردناک به هوش میآید. او دندانهایش را لمس میکند تا مطمئن شود نشکستهاند. واگن قطار خالی از مرد چاق و همراهش شده و تنها یک پیرمرد خیره و زنی که سرش در کیفش است در کوپه باقی ماندهاند. یولیان احساس میکند که دیگر کسی نمیتواند به او کمک کند.
قطار در میان ریلها و در جایی خارج از ایستگاه متوقف میشود. علفهای سفیدرنگ در اطراف ریل دیده میشوند. یولیان با سختی از جایش بلند میشود و با وجود خشکی پاهایش، خود را از قطار بیرون میاندازد تا از چنگال کسانی که ممکن است او را بدزدند، فرار کند. این خروج ناگهانی نشاندهنده بنبست عمیقی است که او در مسیر فرار خود به آن رسیده است.
خاطرات خانوادگی، خودکشی مادر و نبوغ برادر
بخش عمدهای از گرههای ذهنی یولیان به گذشته خانوادگی او بازمیگردد. او خاطرات تلخی از فریادهای پدرش و سکوتهای طولانی خانه دارد. برادرش، پاول، شخصیتی کاملاً متفاوت و آزاردهنده دارد. پاول در نوجوانی نبوغ خود را نشان میدهد؛ او در مسابقه جهانی برنامهریزی اول میشود و از دست وزیر دانش تقدیرنامه دریافت میکند. پاول صدها ساعت از وقت خود را جلوی یک تلویزیون سیاه و سفید که مانیتور کامپیوتر «کامادور ۶۴» او بود، صرف پیدا کردن اعداد اول با روشهای مدرن میکرد. یولیان هرگز جرئت نکرده بود از برادرش بپرسد که دقیقاً چه کار میکند.
پاول شخصیتی سرکش داشت؛ در دوازدهسالگی از شرکت در مراسم کریسمس خودداری کرد، در سیزدهسالگی خود را از درس دینشناسی معاف کرد و در هفدهسالگی در مسابقه برنامهریزی جوانان جهان مقام دوم را کسب کرد، هرچند آن را خشنودکننده نمیدانست. معلمان با او دهنبهدهن نمیشدند و همیشه نمرههای خوبی به او میدادند. این تفاوت فاحش میان دو برادر، همواره سایهای از حقارت و ترس را بر زندگی یولیان میانداخت.
بزرگترین ضربه روحی یولیان، خودکشی مادرش است. او این خبر را از طریق تماسی تلفنی با صدایی بسیار نرم و آهسته دریافت میکند. تحقیقات نشان میدهد که مادرش سه بسته قرص خواب را در آب حل کرده و روی همان صندلی راحتی نشسته بود که پدرش معمولاً به یاد یولیان روی آن مینشست. او پاهایش را روی فرشی گذاشته بود که یولیان در کودکی اسباببازیهایش را روی آن میچید. در زمان خودکشی، رادیو روشن بوده و برنامهای پزشکی توصیههای طبی ارائه میکرده است. کل این فرآیند مرگبار بیست دقیقه طول کشیده بود.
یولیان مدام تلاش میکند جزئیات آن روز را مجسم کند؛ آینه بزرگ دیوار، صدای همسایه که چمنها را میزد، ماشینی که دنبال جای پارک میگشت و نامهرسانی که سه پاکت نامه را در صندوق انداخته بود. مادرش لیوان خالی را روی میز گذاشته بود، اما نه روی پیشدستی همیشگی؛ و این تنها نشانه او از ناپدید شدن جهان بود. یولیان در دوران تحصیل خود با دختری به نام کلارا آشنا شده بود. آنها به تئاتر، سینما و پیادهروی میرفتند. در یکی از سمینارهای دانشگاهی، یولیان با وجود نمرههای ضعیف، یک ساعت و نیم صحبت کرد و نقلقولهای ساختگی از خود ارائه داد. با این حال، استادش به جای اخراج، به او پیشنهاد نوشتاری درباره «وترینگ» داد تا تز دکتری خود را در این زمینه بنویسد. کتاب او با عنوان «وترینگ: شخصیت، آثار و تاثیر» ظرف سه روز منتشر شد و او را به سمت شغل بیمه سوق داد.
هویتهای جعلی، اعلام مرگ و ملاقاتهای پنهانی
یکی از عجیبترین بخشهای کتاب، مواجهه یولیان با این واقعیت است که او در دنیای رسمی دیگر زنده نیست. برادرش پاول به او میگوید که مراجع رسمی اعلام کردهاند کسی که هشت سال پیش گم شده بود، مرده است. یولیان اعتراض میکند که او گم نشده بلکه در آب خفه شده است، اما پاول با بیرحمی به او یادآوری میکند که او تنها یک جوان با چشمانی ضعیف است که کتابی بیارزش درباره یک دانشمند فراموششده دوره باروک نوشته و مسئولیت خون مادرش نیز بر گردن اوست.
یولیان برای ادامه فرار خود نیاز به مدارک شناسایی جدید دارد. او در یک روز یکشنبه به ساختمان خالی و ده طبقه شرکت بیمه میرود. بوی خاک و غذاهای فاسدشده در ساختمان به مشام میرسد. او به دفتر کارش میرود، جایی که تصویر وترینگ هنوز به دیوار تکیه داده شده است. او با رئیسش، ولنر، ملاقات میکند. در اتاقی تاریک و در حضور آینهای که تصویر میز تحریر را منعکس میکند، یولیان از ولنر درخواست کمک میکند و میگوید پول آن را پرداخت خواهد کرد.
ولنر بدون دریافت پول، کشویی را باز میکند و گذرنامهای را به او میدهد و میگوید: «تا بیشتر فکر نکردهام، بردارید و بروید!» این گذرنامه جعلی یا متعلق به دیگری، کلید ورود یولیان به مرحله جدیدی از زندگی مخفیانه اوست. او بدون اینکه به عواقب کار خود فکر کند، مدرک را برمیدارد و ساختمان را ترک میکند.
در ادامه، یولیان بار دیگر با پاول در قطار ملاقات میکند. پاول که یولیان او را غیرواقعی میداند، از او درباره گذرنامه میپرسد و بند بزرگی از اسکناس به او میدهد. یولیان پول را پنهان میکند و اشاره میکند که پدرشان را ملاقات کرده اما پدر او را نشناخته است. این ملاقاتهای مبهم و سایهوار، مرز میان زنده بودن و مردن یولیان را بیش از پیش تاریک میکند و او را در وضعیت معلق میان یک فراری زنده و یک مرده قانونی قرار میدهد.
مخاطبان کتاب و مشخصات نسخه فارسی
کتاب «آخرین سرزمین» برای علاقهمندان به ادبیات داستانی مدرن آلمان، رمانهای روانشناختی با درونمایه اگزیستانسیالیستی و داستانهای محوریت بحران هویت بسیار مناسب است. خوانندگانی که به تحلیل رفتارهای انسانی در مواجهه با تروماهای خانوادگی، فرار از روزمرگی مدرن و فروپاشی روانی علاقه دارند، از خواندن این اثر دانیل کلمان لذت خواهند برد. روایت غیرخطی و فضاسازیهای سرد و خاکستری کتاب، تجربهای متفاوت از ادبیات داستانی قرن بیستم آلمان را ارائه میدهد.
این اثر به دلیل داشتن لایههای متعدد معنایی و نمادهای گوناگون مانند آب، آینه و قطار، برای مخاطبانی که به دنبال داستانهای عمیق و چالشبرانگیز هستند، جذاب خواهد بود. نویسنده بدون استفاده از هیجانات کاذب، تعلیقی مداوم را در ذهن خواننده ایجاد میکند که تا آخرین صفحات کتاب ادامه دارد.
نسخه فارسی این کتاب با عنوان «آخرین سرزمین» توسط امیرحسین اکبریشالچی ترجمه شده و انتشارات روزگار آن را در سال ۱۳۹۰ منتشر کرده است. این اثر ترجمهای دقیق از متن اصلی است که لحن سرد و گزنده نویسنده را به خوبی به زبان فارسی منتقل کرده است.
فایل حاضر به زبان فارسی و در قالب فرمت PDF ارائه شده است. این فایل الکترونیکی شامل ۸۲ صفحه است و حجمی در حدود ۱۰.۸۹ مگابایت دارد. این نسخه دیجیتال امکان دسترسی آسان به این اثر برجسته ادبی را برای مخاطبان فارسیزبان فراهم آورده است.
مشخصات فایل کتاب
- نام کتاب: آخرین سرزمین
- نویسنده: دانیل کلمان
- مترجم: امیرحسین اکبریشالچی
- ناشر: روزگار
- سال نسخه مرجع: ۱۳۹۰
- زبان فایل: فارسی
- فرمت فایل: PDF
- تعداد صفحات فایل حاضر: ۸۲ صفحه
- حجم فایل: حدود ۱۰.۸۹ مگابایت
- موضوع: داستانهای آلمانی، قرن ۲۰م.
بعد از خرید، محصول را چگونه دریافت میکنم؟
فرآیند دریافت محصولات دیجیتال بسیار ساده، شفاف و سریع طراحی شده است. بلافاصله پس از اینکه مراحل پرداخت شما در درگاه بانکی با موفقیت تکمیل شد، فایل خریداریشده به صورت کاملاً خودکار و فوری در حساب کاربری شما قرار میگیرد. در همان صفحه تایید پرداخت، لینک دانلود مستقیماً برای شما نمایش داده میشود تا بتوانید بدون هیچ معطلی محصول خود را دریافت و استفاده کنید.
ما میدانیم که ممکن است همیشه شرایط دانلود فوری فراهم نباشد یا در حین دریافت فایل اینترنت قطع شود. به همین دلیل، امکان دانلود مجدد فایلها از طریق حساب کاربری شما به راحتی امکانپذیر است. با مراجعه به بخش سفارشها، میتوانید همیشه به فایلهای خود دسترسی داشته باشید. لطفاً در نظر داشته باشید که تمامی محصولات ما دیجیتالی هستند؛ بنابراین هیچگونه مرسوله فیزیکی ارسال نمیشود و نیازی به انتظار برای دریافت بسته پستی نیست.
آرامش خاطر شما در هنگام خرید برای ما اهمیت زیادی دارد. در صورت بروز هرگونه مشکل در فرآیند پرداخت، دریافت نشدن فایل یا اختلال در دانلود، تیم پشتیبانی ما در کنار شماست تا موضوع در سریعترین زمان ممکن بررسی و حل شود. برای پیگیری موارد پشتیبانی، میتوانید به صورت مستقیم با شماره ۰۹۱۷۴۱۳۲۸۲۶ تماس بگیرید یا از طریق واتساپ به همین شماره پیام ارسال کنید.
محصولات مرتبط
کتاب آدمهای بیشناسنامه اثر عزیز نسین نسخه PDF فارسی
محصولات موجود
کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نسخه PDF فارسی
محصولات موجود
کتاب ابنبات دارچینی نسخه PDF فارسی
محصولات موجود
کتاب افسانههای راز و خیال اثر ادگار آلن پو نسخه PDF فارسی
محصولات موجود
کتاب اوریکس و کریک اثر مارگارت اتوود نسخه PDF فارسی
محصولات موجود
کتاب دختری که رهایش کردی اثر جوجو مویز نسخه PDF فارسی
محصولات موجود

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.